فرهنگ آریان‌پور

کردن - خنثی -

#۱۵۷٬۵۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

foil

جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن

۲

annul

لغو کردن، باطل کردن، خنثى کردن

۳

negation

(negative =) ـ منفى، خنثى کردن، منفى کردن، نفى، خنثى سازى

۴

discomfit

خنثى کردن، ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن، ناراحت کردن، بطلان

۵

frustrate

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن

۶

counteract

بى اثر کردن، خنثى کردن، عمل متقابل کردن

۷

countervail

خنثى کردن، برابرى کردن با، جبران کردن

۸

compensation

جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن

۹

counterbalance

وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن