فرهنگ آریانپور
کردن - خرج -
#۱۵۷٬۵۱۰
spend
(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن
expend
خرج کردن، صرف کردن، مصرف کردن
outlay
مبلغ سرمایه گذارى شده، خرج، بیرون گستردن، خرج کردن، هزینه، پرداخت
disburse
پرداختن، خرج کردن، پرداخت، خرج، پرداخت کردن