فرهنگ آریان‌پور

امدن - تاب -

#۱۵٬۷۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

glow

تابیدن، برافروختن، تاب آمدن، قرمز شدن، در تب و تاب بودن، مشتعل بودن، نگاه سوزان کردن، تابش، تاب، برافروختگى، محبت، گرمى

۲

incandesce

از گرماى زیاد سفید شدن، تاب آمدن