فرهنگ آریانپور
کردن - حمله -
#۱۵۷٬۴۷۹
pop
پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار
souse
آب نمک، ترشى، در ترشى فرو بردن، با ترشى مخلوط کردن، غسل دادن، در آب غوطه ور شدن، ترشى انداختن، به طور کامل پوشاندن، حمله کردن، بسختى افتادن، آهار فروبرى، شستشو، مست، مست کردن یا شدن
assail
حمله کردن، هجوم آوردن بر
aggress
نزدیک شدن، نزدیک کردن، حمله کردن (به)، مبادرت کردن (به)
impinge
تجاوز کردن، تخطى کردن، حمله کردن، خرد کردن، پرت کردن
lay on
ضربه زدن، حمله کردن، یورش کردن، گستردن
set on
تحریک کردن به، پیش رفتن، حمله کردن