فرهنگ آریان‌پور

کردن - حمل -

#۱۵۷٬۴۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

bear

(past: bore ; past participle: borne, born) ـ بردن، حمل کردن، در بر داشتن، داشتن، زائیدن، میوه دادن، (مجازى) تاب آوردن، تحمل کردن، مربوط بودن (on و upon) ـ خرس، سلف فروشى سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتى ارزانتر از قیمت واقعى، (با حروف درشت) لقب روسیه و دولت شوروى

۲

port

بندر، بندرگاه، لنگرگاه، مامن، مبدا مسافرت، فرودگاه هواپیما، بندر ورودى، درب، دورازه، در رو، مخرج، شراب شیرین، بارگیرى کردن، به بندر آوردن، حمل کردن، بردن، ترابردن، درگاه

۳

carry

رقم نقلى، بردن، به دوش گرفتن، حمل کردن، حمل و نقل کردن

۴

convey

رساندن، بردن، حمل کردن، نقل کردن

۵

ascribe

نسبت دادن، اسناد دادن، دانستن، حمل کردن (بر)، کاتب، رونویس بردار

۶

freight

کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن

۷

gestate

در شکم داشتن، آبستن بودن، حمل کردن

۸

attribute

صفت، نسبت دادن، نشان، خواص، شهرت، افتخار، حمل کردن (بر) ـ

۹

freightage

(freight =) ـ کرایه، کرایه کشتى، بار، بار کشتى، باربرى، گرانبار کردن، حمل کردن، غنى ساختن