فرهنگ آریان‌پور

کردن - حکومت -

#۱۵۷٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش

۲

govern

حکومت کردن، حکمرانى کردن، تابع خود کردن، حاکم بودن، فرماندارى کردن، معین کردن، کنترل کردن، مقرر داشتن