فرهنگ آریان‌پور

کردن - حکم -

#۱۵۷٬۴۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش

۲

decree

حکم کردن، حکم، فرمان

۳

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۴

adjudicate

فتوى دادن، حکم کردن، مقرر داشتن، فیصل دادن، داورى کردن، احقاق کردن