فرهنگ آریان‌پور

کردن - حساب -

#۱۵۷٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sum

جمع کردن، حاصل جمع، مجموع، مبلغ، روى هم، خلاصه، مختصر، حساب کردن، با هم جمع کردن، مختصر و موحز کردن، خلاصه نمودن

۲

count

شمار، شمردن، کنت، حساب کردن، پنداشتن، فرض کردن

۳

cipher

صدر، سر، سرى کردن، عدد صفر، رمز، حروف یا مهر رمزى، حساب کردن (با ارقام)، صفر گذاردن، به رمز درآوردن

۴

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۵

account

شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن

۶

compute

محاسبه کردن، حساب کردن، تخمین زدن

۷

numerate

قادر شمردن، خواندن یا شمردن، حساب کردن، به شمار آوردن

۸

calculate

حساب کردن، برآورد کردن

۹

rack up

بازى کردن، حساب کردن