فرهنگ آریانپور
کردن - حاصل -
#۱۵۷٬۴۳۵
get
(past: got ; past participle: got, gotten) ـ تحصیل شده، کسب کرده، به دست آمده، فرزند، به دست آوردن، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، تهیه کردن، فهمیدن، رسیدن، عادت کردن، ربودن، فائق آمدن، زدن، (در مورد جانوران) زایش، تولد
afford
دادن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برآمدن، استطاعت داشتن
acquire
به دست آوردن، حاصل کردن، اندوختن، پیدا کردن
generate
تولید کردن، زائیدن، زادن، احداث کردن، به وجود آوردن، تناسل کردن، حاصل کردن، تولید نیرو کردن