فرهنگ آریان‌پور

کردن - جمع -

#۱۵۷٬۴۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

add

افزودن، اضافه کردن، زیاد کردن، جمع کردن، جمع زدن، با هم پیوستن، با خود ترکیب کردن (مواد شیمیایى) ـ

۲

floc

توده جمع شده، کلاله اى از رشته هاى ظریف، طره، جمع کردن، طره شدن

۳

cluster

خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن

۴

collect

جمع آورى کردن، وصول کردن، گرد آوردن، جمع کردن

۵

convene

گرد آمدن، دورهم جمع شدن، جمع کردن، تشکیل جلسه دادن، هم آیش کردن

۶

aggregate

جمع شده، متراکم، متراکم ساختن، جمع آمده، (جانور شناسى، گیاه شناسى) به هم پیوسته، انبوه، توده، تراکم، جمع، مجموع، جمع کردن، جمع شدن، توده کردن

۷

constrict

تنگ کردن، جمع کردن، منقبض کردن

۸

agglomerate

گرد کردن، جمع کردن، انباشتن، گرد آمدن، متراکم شدن، جوش آتشفشانى

۹

call up

احضار براى فعالیت هاى نظامى، دستور ارسال گزارش، شیپور احضار، بخاطر آوردن، تذکر دادن، جمع کردن