فرهنگ آریان‌پور

کردن - جلوگیری -

#۱۵۷٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۲

arrest

توقیف، توقیف کردن، بازداشتن، جلوگیرى کردن

۳

rebuff

جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع

۴

inhibit

منع کردن، جلوگیرى کردن، باز داشتن و نهى کردن، مانع شدن، از بروز احساسات جلوگیرى کردن

۵

prevent

جلوگیرى کردن، پیش گیرى کردن، بازداشتن، مانع شدن، ممانعت کردن

۶

intercept

بریدن، قطع کردن، جدا کردن، حایل شدن، جلو کسى را گرفتن، جلوگیرى کردن، دربین راه بودن

۷

pull up

جلوگیرى کردن، جلو افتادن، رسیدن

۸

rule out

غیر محتمل شمردن، ممنوع ساختن، جلوگیرى کردن