فرهنگ آریان‌پور

کردن - جدا -

#۱۵۷٬۳۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

chop

ریز ریز کردن، بریدن، جدا کردن، شکستن

۲

calve

گوساله زائیدن، زائیدن، غارزدن، به شکل غار درآمدن، جدا کردن

۳

abrupt

تند، پرتگاه دار، سراشیبى، ناگهان، ناگهانى، بیخبر، درشت، جدا کردن

۴

cleave

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول

۵

detach

جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردن

۶

analyse

تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن

۷

analyze

تجزیه کردن، تحلیل کردن، (مجازى) موشکافى کردن، جدا کردن، جزئیات را مطالعه کردن، پاره پاره کردن، تشریح کردن، (شیمى) با تجزیه آزمایش کردن، فرگشایى کردن، کاویدن

۸

abstract

چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى

۹

amputate

بریدن، جدا کردن، زدن، قطع اندام کردن