فرهنگ آریانپور
کردن - جبران -
#۱۵۷٬۳۹۲
atone
کفاره دادن، جبران کردن، جلب کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلب رضایت کردن
offset
جبران کردن، افست، چاپ افست، جابجاسازى، مبدا، نقطه شروع مسابقه، چین، خمیدگى، انحراف، وزنه متعادل، رقم متعادل کننده، متعادل کردن، خنثى کردن، چاپ افست کردن
expiate
کفاره دادن، پاک کردن، جبران کردن
gratify
خشنود و راضى کردن، لذت دادن (به)، مفتخر کردن، جبران کردن
quittance
رسید مفاصا، برائت، پاکى، تبرئه، پاداش، باز پرداختن، جبران کردن
compensate
تاوان دادن، پاداش دادن، عوض دادن، جبران کردن
countervail
خنثى کردن، برابرى کردن با، جبران کردن
compensation
جبران، تلافى، پاداش، غرامت، تاوان، جبران کردن، خنثى کردن
make up
ترکیب، ساخت، ساختمان یا حالت داستان ساختگى، در (تئاتر) آرایش، گریم، ترکیب کردن، درست کردن، جبران کردن، جعل کردن، گریم کردن، بزک، توالت