فرهنگ آریانپور
کردن - جابجا -
#۱۵۷٬۳۷۷
heave
(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن
luxate
جابجا کردن (در مورد استخوان ها)، در رفتن مفاصل یا استخوانها
replace
چیزى را تعویض کردن، جابجا کردن، جایگزین کردن
reposit
ودیعه گذاردن، سپردن، جابجا کردن
displace
جابجا کردن، جانشین (چیزى) شدن، جاى چیزى را عوض کردن، تبعید کردن
dislocate
جابجا کردن، از جا در رفتن (استخوان)
substitute
جانشین، بدل، جانشین کردن، عوض، تعویض، تعویض کردن، جابجا کردن
translocate
جابجا کردن، از جاى خود برون کردن
anagrammatize
تحریف کردن، جابجا کردن، قلب کردن