فرهنگ آریان‌پور

کردن - تیره -

#۱۵۷٬۳۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dim

تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن

۲

fog

مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن

۳

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۴

dark

تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن

۵

bedim

تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن

۶

gloom

تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)

۷

dimmer

تار، تاریک، تیره کردن، تیره کننده، تار کننده

۸

dimmest

تار، تاریک، تیره کردن

۹

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن