فرهنگ آریانپور
کردن - تیره -
#۱۵۷٬۳۷۰
dim
تار، تاریک، کم نور، مبهم، تیره کردن
fog
مه، تیرگى، ابهام، تیره کردن، مه گرفتن، مه آلود بودن
blur
لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن
dark
تاریک، تیره، تیره کردن، تاریک کردن
bedim
تیره کردن، با ابر پوشاندن، ابرى یا مانند ابر کردن
gloom
تاریکى، تیرگى، تاریکى افسرده کننده، ملالت، افسردگى، دل تنگى، افسرده شدن، دلتنگ بودن، عبوس بودن، تاریک کردن، تیره کردن، ابرى بودن (آسمان)
dimmer
تار، تاریک، تیره کردن، تیره کننده، تار کننده
dimmest
تار، تاریک، تیره کردن
obscure
تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن