فرهنگ آریانپور
کردن - تهی -
#۱۵۷٬۳۴۲
purge
پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
strip
برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار
vacate
تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن
deplete
تهى کردن، خالى کردن، به ته رسانیدن
exhaust
اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن
evacuate
تهى کردن، خالى کردن، تخلیه مزاج کردن، ترک کردن، محروم کردن
eviscerate
روده یا چشم و غیره را در آوردن، شکم دریدن، (مجازى) تهى کردن، خالى کردن، نیروى چیزى را گرفتن