فرهنگ آریانپور
کردن - تهدید -
#۱۵۷٬۳۳۹
menace
تهدید، چیزى که تهدید کننده است، مخاطره، تهدید کردن، ارعاب کردن، چشم زهره رفتن
threat
تهدید، تهدید کردن، ترساندن
bullyrag
ترساندن، تهدید کردن، دست انداختن
overhang
(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما