فرهنگ آریان‌پور

کردن - تمرین -

#۱۵۷٬۳۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

drill

تمرین، مشق نظامى، مته زدن، مته، تعلیم دادن، تمرین کردن

۲

practice

(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۳

practise

(practice =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن

۴

rehearse

گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن

۵

woodshed

انبار هیزم، انبار الوار و چوب، هیزم دان، (با آلت موسیقى) تمرین کردن