فرهنگ آریانپور
کردن - تمرین -
#۱۵۷٬۳۱۸
drill
تمرین، مشق نظامى، مته زدن، مته، تعلیم دادن، تمرین کردن
practice
(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن
practise
(practice =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن
rehearse
گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن
woodshed
انبار هیزم، انبار الوار و چوب، هیزم دان، (با آلت موسیقى) تمرین کردن