فرهنگ آریان‌پور

کردن - تلف -

#۱۵۷٬۳۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

lose

(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن

۲

fritter

کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن

۳

misspend

(past: misspent ; past participle: misspent) ـ تلف کردن، برباد دادن، ناروا خرج کردن

۴

squander

برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف

۵

depredate

غارت کردن، به یغما بردن، از بین بردن، تلف کردن