فرهنگ آریانپور
کردن - تلف -
#۱۵۷٬۳۰۲
lose
(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن
fritter
کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن
misspend
(past: misspent ; past participle: misspent) ـ تلف کردن، برباد دادن، ناروا خرج کردن
squander
برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف
depredate
غارت کردن، به یغما بردن، از بین بردن، تلف کردن