فرهنگ آریان‌پور

کردن - تقلا -

#۱۵۷٬۲۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

slog

ضربت سخت، سیلى، کوشش سخت، تقلا، ضربت سخت زدن، پرتاب کردن، تقلا کردن

۲

heave

(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن

۳

labor

(labour =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۴

labour

(labor =) ـ کار، رنج، زحمت، کوشش، درد زایمان، کارگر، عمله، حزب کارگر، زحمت کشیدن، تقلا کردن، کوشش کردن

۵

agonize

عذاب دادن، تحریف کردن، به خود پیچیدن، تقلا کردن

۶

attempt

کوشش کردن، قصد کردن، مبادرت کردن به، تقلا کردن، جستجو کردن، کوشش، قصد

۷

flounce

حرکت تند و ناگهانى (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولان

۸

lay to

دروغ گفتن، تقلا کردن، مبادله ضربات کردن، نسبت دادن به

۹

put out

تقلا کردن، منتشر ساختن، ایجاد کردن، تهیه کردن، آشفته کردن، رنجاندن، برانگیختن، از ساحل عازم شدن، خاموش کردن