فرهنگ آریان‌پور

کردن - تقسیم -

#۱۵۷٬۲۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

divide

تقسیم کردن، پخش کردن، جدا کردن، آب پخشان، قسمت کردن، بخش کردن

۲

compart

(مجازى) جدا جدا کردن، تقسیم کردن

۳

admeasure

تعیین حصه کردن، سهم دادن، تقسیم کردن، (م.ل.) اندازه گرفتن

۴

apportion

بخش کردن، تقسیم کردن، تخصیص دادن

۵

intersect

از وسط قطع کردن، تقسیم کردن، تقاطع کردن

۶

administer

اداره کردن، تقسیم کردن، تهیه کردن، اجرا کردن، توزیع کردن، (حقوق) تصفیه کردن، نظارت کردن، وصایت کردن، انجام دادن، اعدام کردن، کشتن، (موسیقى) رهبرى کردن (ارکستر) ـ مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى

۷

distribute

توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، تعمیم دادن

۸

compartment

(در قطار) کوپه، قسمت، تقسیم کردن

۹

administrate

(administer =) ـ اداره کردن، تقسیم کردن، تهیه کردن، اجرا کردن، توزیع کردن، (حقوق) تصفیه کردن، نظارت کردن، وصایت کردن، انجام دادن، اعدام کردن، کشتن، (موسیقى) رهبرى کردن (ارکستر) ـ مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى