فرهنگ آریانپور
کردن - تقسیم -
#۱۵۷٬۲۷۵
divide
تقسیم کردن، پخش کردن، جدا کردن، آب پخشان، قسمت کردن، بخش کردن
compart
(مجازى) جدا جدا کردن، تقسیم کردن
admeasure
تعیین حصه کردن، سهم دادن، تقسیم کردن، (م.ل.) اندازه گرفتن
apportion
بخش کردن، تقسیم کردن، تخصیص دادن
intersect
از وسط قطع کردن، تقسیم کردن، تقاطع کردن
administer
اداره کردن، تقسیم کردن، تهیه کردن، اجرا کردن، توزیع کردن، (حقوق) تصفیه کردن، نظارت کردن، وصایت کردن، انجام دادن، اعدام کردن، کشتن، (موسیقى) رهبرى کردن (ارکستر) ـ مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى
distribute
توزیع کردن، پخش کردن، تقسیم کردن، تعمیم دادن
compartment
(در قطار) کوپه، قسمت، تقسیم کردن
administrate
(administer =) ـ اداره کردن، تقسیم کردن، تهیه کردن، اجرا کردن، توزیع کردن، (حقوق) تصفیه کردن، نظارت کردن، وصایت کردن، انجام دادن، اعدام کردن، کشتن، (موسیقى) رهبرى کردن (ارکستر) ـ مدیر، رئیس، (حقوق) مدیر تصفیه، وصى