فرهنگ آریانپور
کردن - تفکیک -
#۱۵۷٬۲۶۵
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه
denote
مشخص کردن، تفکیک کردن، علامت گذاردن، علامت بودن، معنى دادن
separate
جدا، جداگانه، جدا کردن، تفکیک کردن، سوا، علیحده، اختصاصى، سوا کردن، متارکه، انفصال
partition
جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن
centrifuge
ماشین کره گیرى، تفکیک کردن
break up
تفکیک کردن، تجزیه، انحلال، فرور یختن، در هم شکنى