فرهنگ آریانپور
کردن - تغلیظ -
#۱۵۷٬۲۵۵
gaduate
درجه دار (از دانشکده یا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه، فارغ التحصیل، پیمانه درجه دار، لوله مدرج، درجه دار، (در باره مالیات) مشمول مالیات تصاعدى، فارغ التحصیل شدن، (آمریکایى) دوره آموزشگاهى را به پایان رساندن، بتدریج تغییر یافتن، درجه بندى کردن، تغلیظ کردن
condense
همچگال، متراکم، متراکم کردن، هم چگال کردن، تغلیظ کردن، منقبض کردن، مختصر و مفید کردن، خلاصه کردن، چگالیدن
concenter
متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغلیظ کردن