فرهنگ آریانپور
کردن - تغذیه -
#۱۵۷٬۲۵۴
feed
(past: fed ; past participle: fed) ـ خورد، خوراندن، تغذیه کردن، جلو بردن، خوراک دادن، پروردن، چراندن، خوردن، خوراک، علوفه
pasture
(Pasturage =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن
pasturage
(Pasture =) ـ چراگاه، مرتع، گیاه و علق قصیل، چرانیدن، چریدن در، تغذیه کردن