فرهنگ آریانپور
کردن - تعمیر -
#۱۵۷٬۲۵۰
imp
بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن
mend
تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن
patch
تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن
refit
تعمیر کردن، دوباره آماده کار کردن
rehash
تعمیر کردن، بحث هاى قدیمى را دوباره به صورت جدیدى مطرح کردن، تکرار مکررات، چیز تکرارى
remodel
تغییر وضع دادن، عوض کردن، تعمیر کردن
restore
پس دادن، به حال اول بر گرداندن، تعمیر کردن، اعاده دادن، باز دادن، اعاده کردن، ترمیم کردن
renovate
باز نو ساختن، نو کردن، تعمیر کردن، از سر گرفتن
refashion
تعمیر کردن، (در مورد لباس) دست کارى کردن