فرهنگ آریان‌پور

کردن - تعمیر -

#۱۵۷٬۲۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

imp

بچه شریر و شیطان، جنى، مرد جوان، وصله، پیوند زدن، قلمه زدن (گیاه)، غرس کردن، افزودن، تکه دادن، تعمیر کردن، مجهز کردن، آزار دادن، مسخره کردن

۲

mend

تعمیر کردن، مرمت کردن، درست کردن، رفو کردن، بهبودى یافتن، شفا دادن

۳

patch

تکه، وصله، مشمع روى زخم، قطعه زمین، جالیز، مدت، زمان معین، وصله ناجور، وصله کردن، وصله دوزى کردن، تعمیر کردن، به هم جور کردن، سرهم کردن

۴

refit

تعمیر کردن، دوباره آماده کار کردن

۵

rehash

تعمیر کردن، بحث هاى قدیمى را دوباره به صورت جدیدى مطرح کردن، تکرار مکررات، چیز تکرارى

۶

remodel

تغییر وضع دادن، عوض کردن، تعمیر کردن

۷

restore

پس دادن، به حال اول بر گرداندن، تعمیر کردن، اعاده دادن، باز دادن، اعاده کردن، ترمیم کردن

۸

renovate

باز نو ساختن، نو کردن، تعمیر کردن، از سر گرفتن

۹

refashion

تعمیر کردن، (در مورد لباس) دست کارى کردن