فرهنگ آریانپور
کردن - تعمق -
#۱۵۷٬۲۴۹
ponder
سنجیدن، اندیشه کردن، تعمق کردن، تفکر کردن، سنجش
perpend
(معنى مجازى) توجه کردن، دقیق بودن، تعمق کردن
deliberate
تعمد کردن، عمداً انجام دادن، عمدى، تعمداً، تعمق کردن، سنجیدن، اندیشه کردن، کنکاش کردن
turn over
غلتاندن، وارونه کردن، برگرداندن (خاک)، تعمق کردن، مرور کردن، ورق زدن، برگشتگى، واژگون شدگى، سرمایه، عایدى فعالیت، عملکرد، محصول، بازده، انتقال، برگردان، تعویض