فرهنگ آریانپور
کردن - تعطیل -
#۱۵۷٬۲۴۵
shut
(past: shut ; past participle: shut) ـ بستن، بر هم نهادن، جوش دادن، بسته شدن، تعطیل شدن، تعطیل کردن، پایین آوردن، بسته، مسدود
stop
ایست، ایستادن، ایستاندن، توقف کردن، از کار افتادن، مانع شدن، نگاه داشتن، سد کردن، تعطیل کردن، خواباندن، بند آوردن، منع، توقف، منزلگاه بین راه، ایستگاه، نقطه
vacate
تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن
prorogue
(prorogate =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن
prorogate
(prorogue =) ـ تعطیل کردن، بتعویق انداختن، تعطیل شدن
shut down
تعطیل کردن، تعطیل شدن، بستن، بسته شدن، تعطیل