فرهنگ آریان‌پور

کردن - تعدیل -

#۱۵۷٬۲۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

adapt

وفق دادن، اقتباس کردن، سازگار کردن، موافق بودن، جور کردن، درست کردن، تعدیل کردن

۲

adjust

تعدیل کردن، تنظیم کردن، میزان کردن، تسویه نمودن، مطابق کردن، وفق دادن، سازگار کردن

۳

dampen

رطوبت پیدا کردن، مرطوب کردن، افسرده شدن، خفه کردن، خفه شدن، تعدیل کردن

۴

modify

پیراستن، اصلاح کردن، تغییر دادن، تعدیل کردن

۵

moderate

معتدل، ملایم، آرام، میانه رو، مناسب، محدود، اداره کردن، تعدیل کردن

۶

modulate

تلقیق کردن، سوار کردن، تعدیل کردن، میزان کردن، به مایه درآوردن، زیروبم کردن، برابرى کردن، مطابق کردن، (موسیقى) یک پرده یا مقام، تغییرپرده و مقام دادن، تحریر دادن، تنظیم کردن، ملایم کردن، نرم کردن، با آواز خواندن، تلحین کردن، (برق) فرکانس و نوسانات امواج الکتریکى را تغییر دادن، میزان کردن رادیو

۷

collimate

موازى قرار دادن، میزان کردن، تعدیل کردن

۸

coordinate

هماهنگ کردن، مختص، متناسب کردن، هم آهنگ کردن، تعدیل کردن، هم پایه، مربوط، (در جمع) مختصات