فرهنگ آریان‌پور

کردن - تطمیع -

#۱۵۷٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

buy

(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن

۲

bribe

رشوه دادن، تطمیع کردن، رشوه، بدکند

۳

allure

به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن

۴

buy off

با پول مصالحه کردن، تطمیع کردن