فرهنگ آریانپور
کردن - تطمیع -
#۱۵۷٬۲۳۲
buy
(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن
bribe
رشوه دادن، تطمیع کردن، رشوه، بدکند
allure
به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
buy off
با پول مصالحه کردن، تطمیع کردن
#۱۵۷٬۲۳۲
(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن
رشوه دادن، تطمیع کردن، رشوه، بدکند
به طمع انداختن، تطمیع کردن، شیفتن
با پول مصالحه کردن، تطمیع کردن