فرهنگ آریانپور
کردن - تضمین -
#۱۵۷٬۲۳۰
bond
قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه
avouch
آشکارا گفتن، اقرار کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن، مستقر ساختن، مقرر داشتن، تصدیق و تائید کردن، تثبیت کردن
ensure
مطمئن ساختن، متقاعد کردن، حتمى کردن، مراقبت کردن در، تضمین کردن
certify
تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن
warrant
سند عندالمطالبه، گواهى کردن، تضمین کردن، گواهى، حکم