فرهنگ آریانپور
کردن - تصدیق -
#۱۵۷٬۲۲۰
aver
از روى یقین گفتن، به طور قطع اظهار داشتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن
admit
پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن
grant
اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن
affirm
اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن
certify
تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن
concede
واگذار کردن، دادن، تصدیق کردن
confirm
تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن
acknowledge
قدردانى کردن، اعتراف کردن، تصدیق کردن، وصول نامه اى را اشعار داشتن
authenticate
اعتبار دادن، سندیت یا رسمیت دادن، تصدیق کردن