فرهنگ آریانپور
کردن - تصادم -
#۱۵۷٬۲۱۸
bop
زدن، تصادف کردن، برخورد کردن، تصادم کردن، وزش، دمیدن
collide
تصادم کردن، به هم خوردن
trachle
سبب خستگى یا دردسر، روى زمین کشیدن، ناپاک کردن، چرک کردن، تصادم کردن، خسته کردن، به زحمت انداختن
#۱۵۷٬۲۱۸
زدن، تصادف کردن، برخورد کردن، تصادم کردن، وزش، دمیدن
تصادم کردن، به هم خوردن
سبب خستگى یا دردسر، روى زمین کشیدن، ناپاک کردن، چرک کردن، تصادم کردن، خسته کردن، به زحمت انداختن