کردن - تشویق -
#۱۵۷٬۲۱۴
abet
برانگیختن، جرات دادن، تربیت کردن، تشویق (به عمل بد) کردن، (حقوق) معاونت کردن (در جرم)، تشویق، تقویت، ترغیب (به کار بد)
cheer
خوشى، فریاد و هلهله، آفرین، هورا، دلخوشى دادن، تشویق کردن، هلهله کردن
grace
توفیق، فیض، تائید، مرحمت، براز، زیبایى، خوبى، خوش اندامى، ظرافت، فریبندگى، دعاى فیض و برکت (قبل یا بعد از غذا)، خوش نیتى، بخشایندگى، بخشش، بخت، اقبال، قرعه، جذابیت، افسونگرى، مورد لطف قرار دادن، آراستن، زینت بخشیدن، فیض الهى بخشیدن، تشویق کردن، لذت بخشیدن، مشعوف ساختن
eulogize
ستودن، ستایش کردن، مدح کردن، مداحى کردن، تشویق کردن
inspirit
(معنى مجازى) روح دادن (به)، جان دادن (به)، تشویق کردن، بر سر غیرت آوردن، تحریک کردن
encourage
تشویق کردن، دلگرم کردن، تشجیح کردن، تقویت کردن، پیش بردن، پروردن
patronize
رئیس وار رفتار کردن، تشویق کردن، نگهدارى کردن، مشترى شدن
countenance
سیما، قیافه، رخ، تشویق کردن، پشتیبانى کردن