فرهنگ آریان‌پور

کردن - تسریع -

#۱۵۷٬۲۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

speed

(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن

۲

advance

پیشروى، پیشرفت، پیش بردن، جلو بردن، ترقى دادن، ترفیع رتبه دادن، تسریع کردن، اقامه کردن، پیشنهاد کردن، طرح کردن، مساعده دادن، مساعده از پیش فرستاده شده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، جلو رفتن

۳

hotfoot

سراسیمه، با شتاب، (در گویش) گریزان، تسریع کردن، عجله کردن، سراسیمه رفتن

۴

catalyze

(در فعل و انفعال شیمیایى) داراى اثر مجاورتى کردن، تسریع کردن، تندتر کردن، کاتالیز

۵

accelerate

شتاباندن، تسریع کردن، تند کردن، شتاب دادن، بر سرعت (چیزى) افزودن، تند شدن، تندتر شدن، سرعت دادن، سرعت گرفتن

۶

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى