فرهنگ آریان‌پور

کردن - ترغیب -

#۱۵۷٬۱۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

put

(past: put ; past participle: put) ـ گذاردن، قرار دادن، عذاب دادن، تقدیم داشتن، ارائه دادن، در اصطلاح یا عبارت خاصى قرار دادن، ترجمه کردن، تعبیر کردن، عازم کارى شدن، به فعالیت پرداختن، به کار بردن، منصوب کردن واداشتن، ترغیب کردن، متصف کردن، فرض کردن، ثبت کردن، تعویض کردن، انداختن، پرتاب، سعى، مستقر

۲

harp

چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند

۳

persuade

وادار کردن، بر آن داشتن، ترغیب کردن

۴

influence

نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن