فرهنگ آریانپور
کردن - تردد -
#۱۵۷٬۱۷۸
ply
لا، تاه، یک لاى طناب، تخته چندلا، لایه کاغذ، تاه کردن، چند لا کردن، دولا کردن، رفت و آمد کردن، تردد کردن
haunt
زیاد رفت و آمد کردن در، دیدار مکرر کردن، پیوسته آمدن به، آمد و شد زیاد، خطور، مراجعه مکرر، محل اجتماع تبه کاران، آمیزش، دوستى، روحى که زیاد بمحلى آمد و شد کند، تردد کردن، پاتوق
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
traffick
(traffic =) ـ شد و آمد، آمد و شد، رفت و آمد، عبو و مرور، وسایط نقلیه، داد و ستد ارتباط، کسب، کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن