فرهنگ آریانپور
کردن - تربیت -
#۱۵۷٬۱۷۳
abet
برانگیختن، جرات دادن، تربیت کردن، تشویق (به عمل بد) کردن، (حقوق) معاونت کردن (در جرم)، تشویق، تقویت، ترغیب (به کار بد)
rear
پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال
breed
(past: bred ; past participle: bred) ـ پروردن، بار آوردن، زائیدن، به دنیا آوردن، تولید کردن، تربیت کردن، فرزند، اولاد، اعقاب، جنس، نوع، گونه
train
قطار، دنباله، دم، آزار، رشته، سلسله، متلزمین، نظم، ترتیب، سلسله وقایع توالى، حیله جنگى، حیله، تله، فریب اغفال، تربیت کردن، پروردن، ورزیدن، فرهیختن، ورزش کردن، نشانه رفتن
educate
فرهیختن، تربیت کردن، دانش آموختن، تعلیم دادن