فرهنگ آریان‌پور

کردن - تحریک -

#۱۵۷٬۱۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

edge

کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن

۲

annoy

دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن

۳

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۴

abrade

سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن

۵

arouse

بیدار کردن، برانگیختن، تحریک کردن

۶

bestir

جنباندن، به حرکت در آوردن، تحریک کردن

۷

excite

برآشفتن، برانگیختن، تحریک کردن، القاء کردن

۸

actuate

به کار انداختن، تحریک کردن، برانگیختن، سوق دادن، نشان دادن

۹

agitate

به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن