واژههای فارسی←کردن - تجسم -فرهنگ آریانپورکردن - تجسم -#۱۵۷٬۱۳۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱visualizeتجسم کردن، تصور کردن، در پیش چشم نمودار کردن، متصور ساختنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر