فرهنگ آریانپور
کردن - تبعید -
#۱۵۷٬۱۱۶
exile
تبعید، جلاى وطن، تبعید کردن
banish
تبعید کردن، اخراج بلد کردن، دور کردن
deport
تبعید کردن، حمل، اخراج
abandon
ترک گفتن، واگذار کردن، تسلیم شدن، رها کردن، تبعید کردن، واگذارى، رها سازى، بى خیالى
extrude
بیرون انداختن، تبعید کردن، دفع کردن، بیرون آمدن، از قالب درآوردن
displace
جابجا کردن، جانشین (چیزى) شدن، جاى چیزى را عوض کردن، تبعید کردن
proscribe
تبعید کردن، ممنوع ساختن، تحریم کردن، نهى کردن، بد دانستن، بازداشتن از
expatriate
از کشور خود راندن، تبعید کردن، ترک کردن میهن، تبعیدى