فرهنگ آریان‌پور

کردن - تاخیر -

#۱۵۷٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

lag

کندى، لنگى، واماندگى، عقب ماندگى، عقب ماندن، لنگیدن، تاخیر کردن، پس افت، تاخیر

۲

dally

وقت را به بازى گذراندن، طفره زدن، تاخیر کردن

۳

defer

عقب انداختن، بتعویق انداختن، تاخیر کردن، تسلیم شدن، احترام گذاردن

۴

delay

تاخیر کردن، به تاخیر انداختن، تعلل، تاخیر، به تاخیر افتادن

۵

blench

جمع شدن و عقب نشینى کردن، برگشتن (در اثر بى تصمیمى یا جبن)، برگرداندن، تاخیر کردن، رنگ خود را باختن، سفید شدن

۶

linger

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، مردد بودن، دم آخر را گذراندن

۷

loiter

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر پائیدن، پا به پا ور کردن، معطل کردن، با تنبلى حرکت کردن کسى که در رفتن تعلل کند، پرسه زن

۸

demurrage

خسارت بیکار ماندگى، کرایه معطلى (در راه آهن و کشتى)، تاخیر کردن، نگاه داشتن، حق باراندازى گرفتن

۹

put over

تاخیر کردن، بتاخیر انداختن، از سرباز کردن، با زحمت به انجام رساندن