فرهنگ آریانپور
کردن - تا -
#۱۵۷٬۰۹۰
fold
تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن
limber
خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن
double up
تا کردن، دولا کردن، در اتاق یا تخت خواب یک نفره شریک شدن، دولا شدن (در اثر خنده و غیره)