فرهنگ آریان‌پور

کردن - پرواز -

#۱۵۷٬۰۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fly

(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ

۲

kite

بادبادک کاغذ هوایى، (جانور شناسى) غلیوا، غلیواج، زغن، آدم درنده خو، طفیلى، دغل باز، آدم متقلب، پرواز کردن، پرواز بلند، سفته بازى کردن

۳

whir

صداى وزوز (در اثر حرکت سریع)، حرکت کردن، پرواز کردن، غژغژ کردن

۴

aviate

هواپیمایى کردن، پرواز کردن

۵

flight

گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله