فرهنگ آریانپور
کردن - پرواز -
#۱۵۷٬۰۸۹
fly
(past: flew ; past participle: flown) ـ مگس، حشره پردار، پرواز، پرش، پراندن، پرواز دادن، به هوا فرستادن، افراشتن، زدن، گریختن از، فرار کردن از، در اهتزاز بودن، پرواز کردن تیز هوش، چابک و زرنگ
kite
بادبادک کاغذ هوایى، (جانور شناسى) غلیوا، غلیواج، زغن، آدم درنده خو، طفیلى، دغل باز، آدم متقلب، پرواز کردن، پرواز بلند، سفته بازى کردن
whir
صداى وزوز (در اثر حرکت سریع)، حرکت کردن، پرواز کردن، غژغژ کردن
aviate
هواپیمایى کردن، پرواز کردن
flight
گریز، پرواز، مهاجرت (مرغان یا حشرات)، عزیمت، پرواز کردن، فرار کردن، کوچ کردن، یک رشته پلکان، سلسله