فرهنگ آریان‌پور

کردن - پرتاب -

#۱۵۷٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

foin

پرتاب کردن (شمشیر یا نیزه)، فرو بردن شمشیر یا نیزه، (جانور شناسى) دله یا سمور کوهى

۲

hurl

پرتاب، پرت، لگد، پرتاب کردن، پرت کردن، انداختن

۳

pelt

پرتاب کردن، شتاب کردن، ضربه، شتاب، پوست پشم دار، خامسوز، پوست خام، پوست کندن، پوستک، پى درپى زدن، پى در پى ضربت خوردن

۴

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن

۵

shoot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۶

shove

هل، پرتاب، تنه، هل دادن، تنه زدن، با زور پیش بردن، پرتاب کردن، کشیدن (شمشیر)، پرتاب شدن

۷

sling

(past: slung ; past participle: slung) ـ قلاب سنگ، فلاخن، رسن، بند، تسمه تفنگ، زنجیر، زنجیردار، پرتاب کردن، انداختن، پراندن

۸

project

طرح، پروژه افکندن، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، برجسته بودن، پیش افکندن، پیش افکند، پرتاب کردن، نقشه، پروژه

۹

jaculate

پرتاب کردن، انداختن، پرت کردن