فرهنگ آریان‌پور

کردن - پر -

#۱۵۷٬۰۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

brim

لبه، کنار، حاشیه، پر کردن

۲

cram

پر کردن، چپاندن، خود را براى امتحان آماده کردن، با شتاب یاد گرفتن

۳

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن

۴

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۵

frank

رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن

۶

charge

تصدى، عهده دارى، حمله، اتهام، هزینه، وزن، مسئولیت، گماشتن، عهده دار کردن، زیربار کشیدن، متهم ساختن، مطالبه (بها)، پر کردن (باترى و تفنگ)، مورد حمایت، بار، مطالبه هزینه

۷

filling

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن fill

۸

fill in

شرح دادن، پر کردن، جانشین کردن، جانشین شونده

۹

fill out

تکمیل کردن، پر کردن