فرهنگ آریانپور
کردن - پاک -
#۱۵۷٬۰۵۳
clean
پاک، پاکیزه، تمیز، نظیف، طاهر، عفیف، تمیز کردن، پاک کردن، درست کردن، زدودن
abrade
سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن
assoil
(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن
efface
پاک کردن، محو کردن، ستردن، زدودن
absolve
بخشیدن (گناه)، آمرزیدن، عفو کردن، کسى را از گناه برى کردن، اعلام بى تقصیرى کردن، برى الذمه کردن، کسى را از انجام تعهدى معاف ساختن، پاک کردن، مبرا کردن
cleanse
(به معانى clean مراجعه شود) ـ پاک کردن، تمیز کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن
deterge
پاک کردن، شستن، زدودن
expiate
کفاره دادن، پاک کردن، جبران کردن
absterge
پاک کردن، تمیز کردن، شستشو دادن (زخم)