فرهنگ آریانپور
کردن - پاره -
#۱۵۷٬۰۴۸
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
rip
شکافتن، پاره کردن، دریدن، شکاف، چاک
rend
(past: rent ; past participle: rent) ـ پاره کردن، چاک زدن، دریدن، کندن
shred
پاره، تکه، ریز، خرده، ذره، سرتکه پارچه، پاره کردن، باریک بریدن
mangle
(پارچه بافى) دستگاه پرس، له کردن، بریدن، پاره کردن، خرد کردن
lacerate
پاره کردن، مجروح کردن، آزردن، عذاب دادن، دریدن
divulsion
کندن، قلع، پاره کردن
lancinate
با نیزه سوراخ کردن، پاره کردن
tear up
پاره کردن، درهم دریدن