فرهنگ آریانپور
کردن - بیزار -
#۱۵۷٬۰۳۰
avert
برگرداندن، گردانیدن، دفع کردن، گذراندن، بیزار کردن، بیگانه کردن، منحرف کردن
repel
دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن
weary
بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن
loathe
نفرت داشتن از، بیزار بودن، بد دانستن، منزجر بودن، بیزار کردن، سبب بیزارى شدن
disgust
بیزار کردن، تنفر، نفرت، بیزارى، انزجار، متنفر کردن
disincline
بى میل کردن، بیزار کردن، بى رغبت کردن