فرهنگ آریانپور
کردن - بیدار -
#۱۵۷٬۰۲۷
daw
مرغى شبیه کلاغ، آدم کند و تنبل، بیدار کردن
awake
(past: awoke ; past participle: awoken) ـ بیدار شدن، بیدار ماندن، بیدار کردن، بیدار
raise
بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن
waken
بیدار کردن، بیدار شدن، بیدارى کشیدن
arouse
بیدار کردن، برانگیختن، تحریک کردن
awaken
بیدار کردن، بیدار شدن