فرهنگ آریان‌پور

کردن - بیدار -

#۱۵۷٬۰۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

daw

مرغى شبیه کلاغ، آدم کند و تنبل، بیدار کردن

۲

awake

(past: awoke ; past participle: awoken) ـ بیدار شدن، بیدار ماندن، بیدار کردن، بیدار

۳

raise

بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن

۴

waken

بیدار کردن، بیدار شدن، بیدارى کشیدن

۵

arouse

بیدار کردن، برانگیختن، تحریک کردن

۶

awaken

بیدار کردن، بیدار شدن