فرهنگ آریان‌پور

کردن - بمباران -

#۱۵۷٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

bomb

بمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن

۲

bombard

بمباران کردن، به توپ بستن