واژههای فارسی←کردن - بمباران -فرهنگ آریانپورکردن - بمباران -#۱۵۷٬۰۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bombبمب، نارنجک، بمباران کردن، (نفت) مخزن۲bombardبمباران کردن، به توپ بستنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر